بهار امید
نوشته شده توسط: نسیم
نوشته شده توسط: نسیم
نوشته شده توسط: نسیم
((راه های کسب قدرت))
برای همه انسانها دستیابی به قدرت با احساس لذت بخشی همراه است.هیچکس نمی خواهد که بعنوان فردی ضعیف و ناتوان در جامعه زندگی کند.از سوی دیگر دستیابی به قدرت برای همگان، امری ساده نیست و بعضی ها برای کسب قدرت راه های نادرستی را انتخاب می کنند که از آنها چهره خشن و نامطلوبی را به تصویر می کشد.
در طول تاریخ زندگی بشر، همیشه افرادی بوده اند که دوروبر پادشاهان، امپراطورها، رهبران و ملکه هابه دنبال کسب قدرت بودند. آنها برای این تکاپو مجبور بودند که به اربابان خود خدمت کنند، ولی در این وادی بسیاری از آنها مورد غضب سایر اطرافیان قرارگرفته وخطرات شدیدی را متحمل می شدندکه بعضاً به از دست دادن جانشان منتهی می شد.از این رو آنها برای دستیابی به قدرت مجبور بودند که بصورت پنهانی به کوشش خود ادامه دهند.در بازی قدرت حتی افراد بسیار ماهر مجبورند که خود را در برابر حسادت زیردستان خود محافظت نمایند چون هر لحظه بیم آن می رفت که آنها او را از صحنه خارج کنند.
در طول تاریخ افراد موفق دریافته اند که همه برنامه های خود را در امر کسب قدرت »به طور غیرمستقیم« اجرا نمایند و اگر بخواهند سایر حریفان خود را از صحنه کنار بزنند باید به گفته ناپلئون »دستان آهنین خود را در دستکش های مخملی نهاده و شیرین ترین لبخندها را بر لب داشته باشند«آنها با »اغواگری«،»فریبندگی« و روشهای پنهانی همیشه در چند مسیر به پیش می تاختند. زندگی در صحنه های پررقابت »قدرت« فقط یک بازی پایان ناپذیر است که به »تفکر تاکتیکی« و حوصله بسیار نیاز دارد.
امروزه هر قدمی را که برای کسب قدرت برمی داریم، بایستی رنگ و بوی تمدن، آزادی خواهی، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.
در این بازی جسورانه اگر طوری عمل نمائیم که در نظر رقبای ما، کاری ساختگی جلوه نماید بزودی توسط آنها از صحنه خارج خواهیم شد و دوره اقتدارمان خیلی زود به سرخواهد رسید.
در صحنه قدرت، افراد موفق کسانی هستند که با القای باورهایی به دیگران آنها را همسو با اهداف خودشان به حرکت وادارند. شما می توانید دیگران را بدون آنکه خودشان متوجه شوند به خود وابسته نمایید و این یکی از رموز موفقیت شما در دنیای کنونی خواهد بود.
بسیاری از مردم اظهار می کنند که جستجوی راه هایی برای قدرت از تفکرات شیطانی، قدیمی و غیر متمدن است.ولی اگر با دقت بیشتری به اعمالشان در جامعه توجه نمایید در میابید که خود آنها از ماهرترین افراد برای کسب قدرت در جامعه شما به شمار می آیند و هم اکنون هم افراد قدرتمندی هستند.
این افراد ظاهراً اینطور وانمود می کنند که در صحنه قدرت، آدمی ضعیف و ناتوان هستند و علاقه ای به این کار ندارند. ولی این کار نمایشی بیش نیست و جزو سیاستهای مؤثر است که بیشتر آنها برای کسب قدرت از آنها بهره می برند.
بعضی از مردم عقیده دارند که در جامعه بایستی با همگان صرفنظر از شرایط و قدرتشان بطور یکسان برخورد شود ولی خود این تفکر نیز یک بازی سیاسی بیش نیست چونکه افراد بشر هر کدام نقاط ضعف و قدرت خاص خودشان را دارند که برخورداری مساوی از امکانات جامعه بدون در نظر گرفتن لیاقتهای آنها کاری غیر عادلانه است.
بیشتر افرادی که این شعار را در جامعه اشاعه می دهند، بدشان نمی آید که در کسب قدرت از دیگران پیشی بگیرند.دسته ای از افراد جامعه دوست دارند که با صداقت و درستکاری و رک گویی به زندگی ادامه دهند ولی بایستی گفت که صداقت و راستگویی آنها ممکن است برای بسیاری از همتایان آنها مضر و خطرناک بوده و ممکن است دردسرهای زیادی برایشان ایجاد نماید.
باید بدانید هر چقدر هم راستگو وصدیق باشید، دیگران فکر می کنند که در پشت گفته هایتان حتماً اهدافی نهفته است که قطعاً به سود خودتان خواهد بود.راستی چرا اینطور است؟
چون در صحنه قدرت افراد بیشماری بوده اند که از لغت »صداقت« و »جوانمردی« برای فریب و اغوای دیگران سود برده اند.
آنها برای کسب قدرت، خود را در برابر دیدگاه سایرین، فردی صدیق، درستکار و خیراندیش معرفی کرده اند.»تظاهر به صداقت و راستی« خود روشی مرسوم برای دستیابی به قدرت است.
نکته دیگر اینکه ، حتی معصوم ترین افراد جامعه هم به دنبال راهی برای گذران بهتر زندگی خود هستند.حتی کودکان هم از روی غریزه خود به ترفندهایی دست می زنند که شرایط زندگی خود را در خانواده و محیط اطراف خود بهتر نمایند.
لذا باز هم می گوییم »آنهایی که خود را در جامعه فردی صدیق و مترقی و درستکار معرفی می کنند، ممکن است بسیاری از صفات نیک فوق را نداشته باشند«
حال که ما در این دوره زندگی می کنیم، چاره ای جز این نداریم که در ابن بازی قدرت شرکت نماییم.
هر فردی در این جامعه در هر درجه تحصیلی، شغلی و مهارتی که باشد، بایستی برای گذران زندگی خود و خانواده اش در این بازی شرکت کند و چاره ای جز این ندارد.
دنیای کنونی، چون بارگاهی است که همگان در آن به دنبال کسب قدرتی برای خود می باشند.بی قدرتی و هر آنچه که سبب این امر می شود پدیده هایی نفرت انگیز هستند.
بنابراین بجای قلم فرسایی درباره مضرات قدرت طلبی، بهتر است خودتان طعم قدرت را بچشید.
مطمئن باشید در این دنیا کسی نیست که به دنبال کسب قدرت نباشد.
هر چقدر بهتر در راه کسب قدرت پیشرفت کنید، دوستان بهتر، زندگی بهتر، همسر بهتر و شخصیت مقبول تری نصیبتان خواهد شد.
شما می توانید کاری کنید تا دیگران درباره خودشان احساس بهتری داشته باشند و مایه دلخوشی آنها شوید، آنهااز این طریق به شما وابسته شده و خواهان حضور شما در جمع خود خواهند شد.
حال که از بازی قدرت نمی توانید فرار کنید، بهتر است در این بازی جزو بهترین ها باشید.
یادگیری (( بازی قدرت))
برای آموختن بازی قدرت، باید با دید خاصی به جهان اطراف خود بنگرید.قبل از همه باید احساسات خود را کنترل نمایید.
پاسخ احساسی به شرایط موجود، همچون سدی است که مانع دست یابی ما به قدرت می شود. این حرکت اشتباه تاوان بسیار سنگینی دارد که خیلی بیشتر از لذت روحی آن است.
احساسات سبب تیرگی شعورتان می شوند و اگر شما نتوانید شرایط اطراف خود را به وضوح ببینید، نمی توانید خود را در برابر آنها نموده و آنها را تحت کنترل خود درآورید.
»عصبانیت« مخرب ترین پاسخ روحی است، چون از جمله احساساتی است که بیشتر از احساسات دیگر چشمتان را به روی وقایع مهم زندگی تان می بندد. اگر عصبانی باشید نمی توانید شرایط اطراف را تحت کنترل خود درآورید و دیگر اینکه بهانه ای در دست حریف خود خواهید داد.
به گفته یکی از بزرگان علم سیاست:
»اگر می خواهید دشمنی را که به شما آسیب رسانده از دور خارج کنید، بهتر است به جای نشان دادن عصبانیت خود به او، با او از در دوستی وارد شوید«
»عشق« و »تاثیرپذیری« نیز از موارد بازدارنده در امر کسب قدرت می باشند. این عوامل چشم شما را برای دیدن حقایق کور می کنند و سبب می شوند که بسیاری از خطرات از دید شما دور بمانند.
البته شما قادر نیستید عاشق نشوید، ولی باید دقت کنید که در وضعیت مناسبی، عشق خود را ابراز نموده و مهمتر از همه اینکه، عشق نباید اهداف و طرح های شما را تحت تاثیر قرار دهد.
»کنترل احساسات« به این معنی است که شما قادر باشید خود را از این زمان جدا نموده و به گذشته و آینده بیاندیشید. برای مقابله بهتر با خطرات احتمالی، شما باید در آن واحد بتوانید به گذشته و آینده خود بیاندیشید.
هیچ چیزی نباید شما را غافلگیر کند.خوش بینی در بعضی موارد کار ساده لوحان است.هیچ چیزی نباید شما را غافلگیر کند و شما باید قادر باشید که هر واقعه ای را از قبل پیشگویی کنید.
هر چه افق دید شما وسیعتر باشد، قدم های مفیدتری خواهید برداشت و به قدرت بیشتری خواهید رسید.در نگاه خود به گذشته لازم نیست که از تلخی و ناکامی های خودتان یاد کنید.این کار اثر منفی در کار شما خواهد داشت.فراموشی موهبتی است که می توانید به موقع از آن بهره مند شوید و این ناکامی ها و تلخی ها را به فراموشی بسپارید.
باید یدانیم که هدف اصلی از یادآوری گذشته، آموزش است.ما برای این به تاریخ مراجعه می کنیم که از گذشتگان خود عبرت بگیریم.در بسیاری از وقایع تاریخی، درسهای باارزشی نهفته است.
از این رو با نگاهی به گذشته می توانید با دید روشنتری به دوروبر و دوستان خود بنگرید.تاریخ گذشتگان دانشگاهی پرارزش است که درسهای آن برای طالبان قدرت بسیار حیاتی است، چون از تجربیات انسانها سخن می گوید.
اگر به گذشته خود می نگرید، با نگاهی به اشتباهات خود این کار را شروع کنید. به مواردی فکر کنید که بیشتر از همه سبب به عقب انداختن شما شده است.لازم نیست با دید احساسی به گذشته خود بنگرید.
پس از آنکه به اشتباهات قبلی خود پی بردید، باید به خود بگوئید:
»من دیگر این اشتباه را تکرار نخواهم کرد«.
»من دیگر به این دام نخواهم افتاد«.
اگر بتوانید با این روش خودتان را ارزیابی کنید، خواهید آموخت که چگونه آن عوامل مخرب را از سر راهتان بردارید.این همان مهارتی است که در تمام عمر به دنبال آن بودید.
در صحنه بازی قدرت باید هنر پیشه خوبی باشید، باید بیاموزید که در شرایط مختلف، ماسکهای گوناگونی را به چهره بزنید و کوله باری از ترفندهای اغوا کننده به همراه داشته باشید.
در نظر شما نباید اغوای دیگران امری غیر اخلاقی و ناپسند باشد. در تمام روابط بین انسانها، درجات مختلفی از فریبندگی نهفته است و همین خصیصه است که انسان را از حیوانات متمایز می کند.در اساطیر یونان باستان و سایر مکاتب، همیشه عواملی اغواگر بوده اند که سبب تغییرات مهمی در سرنوشت یک قوم شده اند.
در این برهه از زمان افراد مختلف، لغت اغواگری را در پوششی از لغات آبرومندانه تر پنهان می کنند. آنها از هدایت، خیراندیشی، نیکبختی و نصیحتهای سودمند به جای لغت اغواگری استفاده می کنند ولی بایستی گفت که در نهایت قصدشان این است که دیگران را به راه دلخواه خودشان متمایل کنند و در نهایت به قدرت بیشتری برسند.
در دنیای کنونی، اغواگری و فریبندگی الزاماً به صورت یکی از هنرهای مؤثر روابط انسانی و به عنوان قوی ترین سلاح در بازی قدرت در جوامع انسانی می باشد.
برای مهارت در هنر اغواگری باید یاد بگیرید که در هر لحظه چهره ای مناسب را از خود ارائه دهید، باید بتوانید مقاصد خود را تا آنجا که ممکن است از دیگران پوشیده نگهدارید و یاد بگیرید که چگونه از دیگران برای پیشبرد اهداف خود بهره ببرید.
شما با بازی با چهره های ساختگی خود در صحنه قدرت، با هنرمندانه ترین روش، بازی را به نفع خود خاتمه خواهید داد ولی برای استفاده از این سلاح باید درسهای خود را به خوبی فرا بگیرید.
چرا که اگر نتوانید این بازی را تا آخر به پیش برید، خودتان به دام خواهید افتاد.پس باید در قدم اول فردی صبور باشید.
»صبر« شما را از اقدام به کارهای مخرب محافظت می کند.
»صبوری« نیز مانند »کنترل احساسات« یک مهارت است که به خودی خود به آن نمی رسید و بایستی آن را فرا بگیرید.
به قول پیشینیان »صبر یک عطیه خداوندی برای کسانی است که بجز وقت چیز دیگری ندارند.«
از طرف دیگر، بی صبری سبب می شود که شما را انسانی ضعیف نشان دهد.
»قدرت« یک نوع بازی است و نمی تواند زیاد تکرار شود.در بازی شما نمی توانید حریفتان را از روی مقصودش بشناسید، بلکه باید به تأثیر عملکردهای آن توجه نمایید.
شما باید اهداف و قدرت حریفانتان را از روی آنچه که حس می کنید و »می بینید« ارزیابی کنید.
زندگی در این جهان به یک بازی برای قدرت تبدیل شده است.حریفتان روبروی شما می نشیند، هر دوی شما مثل آدمهای مبادی آداب و متمدن و با فرهنگ برخورد می کنید. با یک هدف، بازی خود را آغاز می کنید و با آرامش تمام به حریفتان می نگرید. باید به چشمانتان بیاموزید که نتایج هر حرکتی از سوی حریفتان را ارزیابی نمایند. نبایستی تحت هیچ شرایطی کنترل خود را از دست دهید.
نیمی از مهارت شما در بازی قدرت مربوط به کارهایی است که نبایستی انجام دهید. برای کسب این مهارت شما باید ببینید که »بهای انجام هر کاری تا چه حد است.«
به قول » نیچه «:
بعضی وقتها، ارزش یک چیز بر این اساس نیست که چه چیزهایی را می توان با آن به دست آورد، بلکه بر آن اساس است که چه بهایی باید برای آن بپردازیم.
شما ممکن است به یک هدف ارزشمند برسید ولی باید بدانید که بهای آن چقدر است؟
این موضوع را باید در همه موارد در مواقعی که با دیگران همکاری می کنید و یا در مواقعی که به یاری دیگران می شتابید در نظر داشته باشید.
نکته پایانی در بازی قدرت این است که شما زمان کوتاهی را در اختیار دارید و انرژی شما نیز محدود است. بهتر است زمان ارزشمند خود و یا قدرت فکری خود را در کارهایی که مربوط به شما نمی شوند صرف نکنید، چون بهای این کار برای شما گران تمام خواهد شد.
درس اول
- روش دستیابی به قدرت
- هرگز از رئیس خود پیشی نگیرید
همیشه سعی کنید آنهایی که در مقام بالاتر از شما هستند، احساس برتری را در خود حس کنند.
سعی نکنید که برای راضی و خشنود کردن آنها بیش از اندازه خود را باهوش و متکبر نشان دهید، زیرا در این صورت نتیجه عکس خواهید گرفت و آنها در مقابل شما احساس ترس و ناامنی خواهند کرد.
گالیله با یک روش جدید توانست به اهداف بسیاری دست یابد.
علت این موفقیت چه بود؟
پادشاهان و بزرگان دوست دارند، همیشه درخشان تر از دیگران در جامعه جلوه کنند. آنها اهمیتی به دانش حقایق علمی و اختراعات جدید نمی دهند، بلکه فقط به نام و نشان و اعتبار خودشان اهمیت می دهند.
گالیله با این ترفند توانست، اعتبار فرمانروا را تا حد آسمانها بالا ببرد. او بجای آنکه خود را ناثر و خلاق تر
از فرمانروا جلوه دهد، جای خود را به فرمانروا داد و با این حیله هم خود را از کینه و حسد پادشاه در امان نمود و هم به مکنت و راحتی بسیار دست یافت.
کلیدهای قدرت:
در این دنیا هر کس در هر درجه و مقامی که باشد، احساس ناامنی می کند. شما با نمایش هوش، مهارت و تجربه خود، حسد، ترس و کینه بسیاری از بزرگان را نسبت به خود برمی انگیزید.
نباید کاری کنید بزرگان جامعه، در مقابل شما احساس ناامنی و در مقابل قدرت خلاقیت شما احساس حقارت کنند. بلکه باید فکر کنند، پیشرفت شما به سود آنان خواهد بود.
آنها باید به این نتیجه برسند که حضور شما در کنار آنان سبب امنیت بیشتری می شود.
یکی از کارهای اشتباه افراد باهوش و مبتکر این است که با نشان دادن هوش و زکاوت خود به رؤسای خودشان، می خواهند جایگاه خود را در کنار او تثبیت کنند، غافل از اینکه طرف مقابل ممکن است در مقابل آنها احساس حقارت و ناامنی کرده و به سرعت جای آنها را با افراد کم هوش تر و کم خطرتر تعویض میکند تا از شرش خلاص شود.
چگونه با رؤسای خود برخورد کنیم؟
درس اول-هرگز در ظاهر از رئیس خود پیشی نگیرید و سعی نکنید که در مقابل دیگران، خود را باهوش تر از او نشان دهید. این کار بسیار خطرناک است.
رئیس خود را به اصطلاح »باد« کنید تا بزرگتر از آنچه هست به نظر برسد. اما هرگز در مقابل همکاران خود و به صورت علنی از رئیستان تعریف و تمجید نکنید. زیرا ممکن است مورد غضب آنها قرار بگیرید.
اگر شما باهوش تر از رئیس خود هستید، کاری کنید که او باهوش تر از شما به نظر برسد. اینطور وانمود کنید که هنوز آدمی ناپخته هستید و به تجربیات او نیاز دارید.
»اشتباهات بی خطری« را در حین کار مرتکب شوید و از رئیس خود، برای حل آنها کمک بخواهید. رؤسا
عاشق این درخواستها هستند.
اگر ایده های نو و خلاق تری نسبت به رئیس خود دارید، در ملأ عام این ایده ها را به او نسبت دهید. این طور وانمود کنید که گفته های شما الهام گرفته از گفته های اوست.
هرگز کاری نکنید که او در مقابل شما احساس حقارت کند.
کاری کنید که در دید مردم، چون خورشیدی بدرخشد و مرکز توجه دیگران باشد.
او خودش خواهد فهمید که تمامی این شکوه را از شما دارد و بیش از پیش به شما وابسته خواهد شد و بدون شما احساس ترس و ضعف خواهد کرد.
در چه مواقعی می توان بر رؤسای خود پیشی گرفت؟
تنها در یک حالت این کار امکان پذیر است:
زمانی که رئیس شما چون خورشیدی که غروب می کند، رو به افول است. در این مواقع در لحظه های کلیدی اعتبار او را خدشه دار کنید و بصورت غیر مستقیم باعث کاهش قدرت او شوید. اگر باز هم مصرانه بر قدرت خود می خواهد تکیه زند، باید صبور باشید.
به هر حال سقوط خواهد کرد و اگر درست بازی کنید، شما برنده خواهی شد.
در درسهای بعدی این نکته را خواهید آموخت.
روانشناسی قدرت (درس دوم )
همانگونه که گفته شد ، آگاهی از رموز ارتباط عمومی متداول در جهان کنونی برای هر فردی که میخواهد در عرصه بین المللی به فعالیت بپردازد ، امری الزامی است .
(روانشناسی قدرت ) گفته شد، بسیاری از مطالب این سری مقالات ممکن است از دیدگاه جامعه شناسی منتسب به مکتب ماکیاولیسم باشد ولی از دیدگاه مدیریت در حال حاضر به عنوان (علم مدیریت و اداره سازمانها ی خصوصی و دولتی و چکونگی برقراری روابط عمو می با زیر دستان و بالا دستان در ادارات و سازمان های خصو صی و دولتی ) در بسیاری از دانشگاه های جهان برا ی دانشجویان رشته های مدیریت و علوم سیاسی تدریس میشود.نیاز ما به آگاهی از چگونگی برخورد با فرهنگهای غربی و آشنایی با علوم استراتژیک ما را ملزم می سازد که از این آموزشها بر خوردار شویم تا در زمان مقتضی بتوانیم واکنش های سریع و موثری را از خود ارایه دهیم و غافلگیر نشویم .
ما امیدواریم که تا اندازه ای بتوانیم شما را با دیدگاه های کهن غربیان در امر حکمرانی و رموز مدیریت در سازمانها آشنا نماییم .
درس دوم :
یاد بگیرید که دیگران را وابسته به خودتان نگاه دارید
قضاوت:
برای آنکه استقلالتان را حفظ کنید، باید همیشه مورد نیاز و خواست دیگران باشید. هر چقدر دیگران به شما اتکا کنند، آزادیتان بیشتر خواهد بود. مردم را برای خوشبختی و سعادتشان متکی به خود سازید و از هیچ چیزی نترسید. هرگز به آنها به اندازه ای یاد ندهید که بتوانند بدون شما کارشان را انجام دهند.
کلیدهای قدرت
قدرت نهایی، قدرتی است که مردم را وادار به انجام هر کاری که شما می خواهید می کند. زمانیکه شما بتوانید چنین کاری را بدون اینکه مردم را مجبور کنید یا اینکه به آنها صدمه بزنید، انجام دهید و زمانیکه آنها مشتاقانه چیزی که شما دارید را انجام دهند، قدرت شما بی نظیر است.
بهترین روش برای رسیدن به این موقعیت، ایجاد روابط وابسته است. اربابی که به خدمتهای شما نیاز دارد، ضعیف است یا اینکه قادر نیست بدون شما کاری کند و دور شدن از شما برای اومشکلات عظیمی بوجود خواهد آورد، یا حداقل اینکه زمان باارزشی را برای جایگزینی شخص دیگری به جای شما، از دست خواهد داد. با برقراری چنین روابطی شما خود را به عنوان دست راست او خواهید ساخت و با نفوذتان در واقع هر کاری که دوست دارید، او انجام می دهد.
شما نمی توانید با خیال راحت استراحت کنید.
قدرتی که هیچ آسایشی برای شما نمی آورد چه لذتی دارد؟
هشدار آخر: تصور نکنید که وابستگی ما فوق شما باعث می شود که عاشقتان شود. در حقیقت ممکن است از شما متنفر شود و بترسد. اما طبق گفته ماکیاولی، بهتر است که از شما بترسند تا اینکه دوستتان داشته باشند. ترس را می توانید کنترل کنید ولی عشق را هرگز. وابسته بودن به یک احساس ظریف و قابل تغییری چون محبت و عشق، تنها وضعیت شما را ناامن می سازد. دیگران را به خود وابسته سازید. ترس از عواقب از دست دادن شما، بهتر از عشق به رفاقت با شما است.
تصور کن درخت مو را با شاخه های زیادش. در زیرزمین، ریشه اش عمیق و وسیع است و در بالا، از لا به لای بیشه ها رشد می کند، در همدیگر و به درختها و میله ها و پنجره ها می پیچد. برای خلاص شدن از شر آنها باید خون و عرق بریزید. آسانتر است که اجازه دهید تا به رشدشان ادامه دهند.
» دیگران را وابسته به خود سازید. از طریق وابستگی چیزهای بیشتری نسبت به عملکرد خوب بدست خواهید آورد. اگر وابستگی از بین رود بزرگواری، شایستگی و احترام نیز از بین خواهد رفت. اولین درسی که تجربه تاریخ به شما می آموزد این است که همیشه دیگران را به خود امیدوار کنید ولی هرگز آنها را کاملاً از خود راضی نکنید، حتی یک سلطان را نیازمند خود سازید.« (بالتازار گرامیان . 1658-1601)
عکس مسائل فوق
یکی از معایب وابسته ساختن دیگران به خود این است که شما نیز تا اندازه ای به آنها وابسته باشید.
سعی کنید فراتر از آن باشید که دیگران نخواهند از شر شما خلاص شوند. به این معنی که مستقل بوده و به کسی وابستگی نداشته باشید. این چنین است حرکات انحصارگرایانه »جی پی مورگان« یا »جان وودی راک فلر« که تمام رقابتها را با کنترل کامل به اتمام رساندند.
قانون سوم
جهت تسلیم کردن قربانیان از صداقتی مخصوص استفاده کنید. حرکت یک فرد صادق و بی ریا بیشتر از یک فرد دورو تأثیر خواهد داشت. حرکت صادقانه، حتی یک نگهبان مشکوک را راضی می کند. زمانیکه صداقت شما حفره ای در حصار دیگران ایجاد کرد، می توانید با مهارت، آنها در راه رسیدن به خواسته هایتان گول بزنید. یک هدیه به موقع چون اسب تروا این هدف را تأمین می کند.
عنوان:صداقت خود را در مواقع لزوم نشان دهید.
کلیدهای قدرت
اساس اغواگری، بر هم ریختن تمرکز حواس است.
با پرت کردن حواس افرادی که می خواهید از آنها استفاده کنید، وقت و زمان کافی برای انجام کارهایی که آنها توجه ندارند، خواهید داشت. عملی از روی محبت، بخشش یا صداقت، اغلب قدرتمندترین فرم سرگرم کردن است زیرا شک دیگران را برطرف می کند. آنها را تبدیل به بچه هایی می کند که مشتاقانه هر نوع محبتی را می پذیرند.
در چین باستان ضرب المثلی است که می گوید:»دست بده داشته باش قبل از اینکه چیزی بگیری.«
گرفتن چیزی اگر خصمانه باشد برای قدرتمندان هم خطرناک است زیرا معمولا قربانیاناین وقایع و مال باختگان برای انتقام، نقشه خواهد چید. همچنین درخواست مؤدبانه و ساده از دیگران نیز ساده لوحانه است.
تا زمانیکه شخص مقابل منفعتی را برای خودش نبیند از خواسته شما سرباز می زند.
اگر قبل از گرفتن دست بده داشته باشید، زمینه را برای درخواست شما آماده می کند.
اعطا کردن می تواند به فرمهای مختلفی باشد، یک هدیه واقعی، یک عمل بزرگوارانه، یک لطف و محبت پذیرش صادقانه یا به هر صورت دیگر.
در اولین برخورد ،انتخاب صداقت بهترین روش است.
اولین برداشت از افراد مدت زیادی در ذهن ما می ماند. اگر شخصی در ابتدای رابطه تان باور کرد که شما فرد صادقی هستید، مدت زیادی وقت می برد تا دیگران او را قانع کنند که اشتباه می کند و همین امر به شما مجال هر کاری را می دهد.
شاید بهترین عمل، بزرگواری و بخشش باشد. کم هستند افرادی که نتوانند حتی از بدترین دشمنانشان هدیه را قبول نکنند. پس دادن هدیه روش خوبی برای تسلیم کردن فرد می باشد.
هدایا اغلب انگیزه های درونی و حرکات حیله گرانه را مخفی می کنند.
پیش از سه هزار سال قبل یونانیان برای تصرف دوباره شهر تروا از دریا گذشتند. آنها شهر را محاصره کردند و این محاصره ده سال طول کشید. قهرمانان و جنگجویان بسیاری مردند بدون اینکه پیروزی به دست آورند.
یکی از رهبران یونانیان آنها را جمع کرد و گفت: » ضربه زدن به این دیوارها را متوقف کنید. شاید باید راه حل دیگری بیابیم، راه حلی مفید. در اینجا باید فکر را بکار بیاندازیم، از نیروی بازو کاری ساخته نیست.«
سپس دستور داد اسب بزرگی بسازند تا سربازان بتوانند درون آن مخفی شوند و سپس اسب را به مردمان تروا هدیه دهند. پسر اودیسیوس با این حیله مخالف بود، او معتقد بود این عمل غیرانسانی است. اما سربازان در انتخاب بین ده سال محاصره، صداقت و مرگ از یک طرف و پیروزی فوری از طرف دیگر، ساختن اسب را انتخاب کردند و به این ترتیب پیروز شدند و یک هدیه، جنگی ده ساله را خاتمه داد.
اگر شما سابقه تقلب و حیله داشته باشید، هر چقدر هم که صادق باشید بخشش یا مهربانی تان مردم را گول نمی زند. در حقیقت، تنها توجه به حیله های شما بیشتر می شود. لذا سعی کنبد که سابقه بدی در بین مردم نداشته باشید.
زمانیکه مردم شما را به عنوان یک متقلب می شناسند، صادقانه عمل کردن ایجاد شک می کند. در این موارد نمی توانید با صداقت وارد شوید.
همانطور که دیپلمات فرانسوی » تایران « پیرتر می شد، شهرتش به عنوان یک فرد متقلب زیاد می شد. در کنگره وبیتا (1815-1814) او داستانهایی باورنکردنی تعریف می کرد و غیرممکن بود آنهایی که او را می شناختند داستانهای او را باور کنند. روزی در جمعی دوستانه گفت که در تجارت باید دو طرف کاملاً روراست باشند.
زمانیکه درخواست کمک می کنید، به سوی علایق افراد بروید نه به طرف حس ترحم یا حق شناسی آنها.
اگر شما نیاز به کمک یک حامی دارید، هرگز سعی نکنید که کمکها و کارهای خوب گذشته تان را به یاد آورید چون بالاخره او راهی برای عدم توجه به شما می یابد. درخواستتان را در رابطه تان که به سود او هم خواهد بود، مخفی کنید. او با علاقه مندی به شما جواب خواهد داد، زمانیکه ببیند چیزی هم عاید خودش می شود.
نوشته شده توسط: نسیم
آیا تا بحال دقت کرده اید که چرا شـرکـتهای تبـلیـــغاتی، طـراحـان اتـومـبـیـل و دکـوراتـورهـا از اشــکال و شــمایل بخصوصـی اسـتفاده میکنند؟ دلیلـش این است که یـک تاثیر روانی در ورای رنگها وجود دارد. هر رنگی دارای قدرت تاثیرگـذاری ویژه ای می باشد. بعضی از واکنشهای ما نسبت به رنگها بصـورت رفتارهای اکتـسابی و برخی دیگر بـصـورت پـاسـخهای فیزیولوژیـکی نمود پیدا میکنند. درک کردن نمود پیدا میکنند. درک کـردن بهتر رنگها میتواند در زنـدگی روزمره و یاشغلی شما تاثیرات فراوانی گذارده و محاسن زیادی برایتان به ارمغان بیاورد
درادامه با انواع رنگهای گرم و سرد و نیز تاثیرات آنها در حالات، فعالیتها و احساسات خود آشنا خواهید شد.
اقسام رنگ
بطور کلی رنگها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: رنگهای خنثی، رنگهای گرم و رنگهای سرد
رنگهای خنثی: سیاه، سفید، خاکستری، بژ، قهوه ای رنگهای خنثی رنگهایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگهای دیگر بوجود می آیند و می توانـنـد اثرات مـثـبت یا منفی داشته باشند. سفید واقعا" یک رنگ نیست بلکه عدم حضور رنگ بشمار میرود و نـشـانگر خلوص و پاکی است. از طرف دیگر مشکی نشانه قاطعیت، الزام و رسمیت می باشد
رنگهای گرم: نارنجی، زرد، سبز چمنی، ارغوانی رنگهای گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می کنند. این دسته از رنگها بوضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند.
رنگهای سرد: آبی، بنفش، فیروزه ای، سبز مایل به آبی، سبز رنگهای سرد رنگهایی ملایم هستند که اثراتی آرام بخش دارند. آبی روشن می تواند نشانه صلح و دوستی و آسـایش خاطر، و آبـی تیره نشـانگر قـابلیت اعتماد و درستی باشد
قرمز - سختی، نیرو و خوش اقبالی
ارغوانی - اختیار، قدرت و سلطنت
آبی - روشن: آرامش،آسودگی خاطر - تیره: قدرت،صداقت، پشتکار
سبز - جوانی و طبیعت، قدرت شفا بخشی و التیام
زرد - پدیداری، خطر و اخطار
نارنجی - گرمی، حرارت، رضایت و خوشحالی
قهوه ای - خاکی بودن، محکمی، استواری و قابلیت اعتماد
مشکی - قدرت، اختیار و استقلال
سفید - پاکی، خلوص، قدرت، صلح و دوستی
رنگ و زنان
زنان نسبت به افرادی که به رنگ آبی لباس می پوشند احساس راحتی و اعتماد بیشتری می کنند
برای همسرتان یک شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بفرستید
برای زنانی که صرفا" رابطه دوستی ( و نه عشقی ) دارید رز زرد بفرستید
یکی از اتاقهای نشیمن خانه خود را با رنگی خشن و پر رنگ مانند قرمز تیره رنگ کنید تا نشانه قدرت و انرژی شما نزد همسرتان باشد
رنگ آمیزی اتاق خواب به رنگ سبز می تواند نشانه جوانی و طبیعت باشد
رنگ و خانه
بکاربردن رنگهای سرد برای اجزای اتاق خواب ( تخت خواب، ملافه ، پتو ... ) مکانی بدور از استرس و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم می کند
دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگهای سرد و ملایم مانند آبی یا آبی مایل به سبز رنگ آمیزی کنید
قراردادن کوسن ارغوانی روز مبلمان با رنگ خنثی می تواند نشانه قدرت، توانگری و ثروت بوده و برانگیزنده تخیلات باشد
رنگ و لباس
لباسهای معمولی با رنگ سبز یا زرد موجب جلب توجه می شوند. پیراهن یا ژاکت آبی تیره رنگ می تواند علامت قابلیت اعتماد باشد
لباس ورزشی تمام خاکستری و خسته کننده خود را کنار گذاشته و برای راحتی اعصاب خود از رنگهای تیره تر یا روشنتر استفاده کنید
لباس سراسر قهوه ای ممکن است شیک بنظر برسد اما خسته کننده و یکنواخت خواهد شد. افزودن کمی رنگهای سرد یا گرم مانند زرد، طلایی یا سبز باعث درخشانتر شدن ظاهر و فرایندهای ذهنی شما خواهد شد
رنگ و اتومبیل
اتومبیل مشکی نشانه تمایل به گمنامی است برخی رنگهای بخصوص از آبی و قرمز حاکی از خود نما بودن راننده است
رنگ زرد و نارنجی دلالت بر ورزشکار بودن شما میکند
انتخاب رنگ نقره ای یا طلایی می تواند بیانگر ثروت و دارایی باشد
رنگ و لباسهای اداری
لباسی به رنگ خاکستری تیره، مشکی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید.پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خوآورد.پیراهن بژ و یا غیر سفید چهره محافظه کارانه ملایمتری را از شما ارائه خواهد نمود
رنگ و دفترکار
کارتهای ویزیت و سربرگها بهتر است به رنگهای خنثی تهیه شوند. رنگهای سفید و بژ معمولا" نسبت به رنگهای دیگر راحت تر خوانده می شوند.دیوارهای آبی کمرنگ نسبت به فید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه می کند.اسباب اثاثیه زرشکی یا ارغوانی تیره محیط کار شما را مجلل و سلطنتی جلوه خواهد داد.برای اجناس تبلیغاتی، وب سایتها و نشانهای ترفیعی از رنگهای خشن و گیرا استفاده کنید تا موجب جذب بیشتر مشتریان گردد. برای خوانایی بیشتر، رنگ مشکی را در چاپ متون بکار ببرید
زندگی تان را رنگی کنیداگر تا حال زنگی شما خالی از رنگهای گوناگون و شاد بوده و تــوجهی به استفاده از رنگها نمی کردید، بهتر است شروع کنید. شـرکتـهای تـبلـیغاتی و تـاجران بـاهوش از روانشانسی رنگها برای تاثیر گذاری روی شما بهره می برند، شما نیز باید برای تاثیر گذاری در زندگیتان از رنگها استفاده کنید.درک اینکه هر رنگی چه معنی دارد، نقطه آغاز خوبی است. با بکارگیری رنگها زندگی خود را شیرین تر و رنگی تر نمایید
نوشته شده توسط: نسیم
نوشته شده توسط: نسیم
عشق به خود
1-هرگز ارزش خودتان را با رفتار دیگران نسبت به شما مخلوط نکنید
2-تصورات اولیه شما از شخصیت خودتان بر پایه نظریات بزرگسالان بنا نهاده شده است لازم نیست آنها را تا ابد حفظ کنید
3-با خود پیمان ببندید که عادت به هر گونه رفتار و یا تفکر خود کاستی را از بین ببرید
4-تصمیم بگیرید که همیشه برای خود ارزش قایل شوید
5-بدن شما وجود شماست بدن خود را دوست بدارید
6-اگر پاره ای از ویژگیهای جسم خود را دوست ندارید و قادر به تغییر آنها هستید آنها را تغییر دهید
7-قسمتهای تغییر نا پذیر جسم خود را میتوانید با نگاهی تازه ببینید
8-نگذارید دیگران نظریاتشان را درباره جذابیت به شما تحمیل کنند
9-اگر بخواهید می توانید با صرف وقت و تلاش کافی هریک از رشته های مورد علاقه خود را به خوبی فرا بگیرید خود را به عنوان یک انسان با ارزش بپذیرید
10-از خود شکایت کردن کار بی حاصلی است و مانع ازآن می شود که به طرز موثر و مفیدی زندگی خود را ادامه دهید
11-حسادت را در خود از بین ببرید و بدانید که این احساس شما را خوار و خفیف می سازد
نوشته شده توسط: نسیم
زندگی را شیرین کنید
1- خود را اسیر عادات کهنه نسازید.
2- مثبت بیاندیشید .
3- دنیا بازتاب فکر و اندیشه شماست .
4- رفتار شما ناشی از تصویری است که از خود دارید.
5- دیگران آنگونه که هستند بپزیرید .
6- برای دیگران ارزش و اعتبار قائل شوید .
7- احساسات بد خود رابه دیگران انتقال ندهید.
8-هیچگاه خود را ناخوش و بیمار حس نکنید .
9- زمان حال را به آسانی از دست ندهید .
10- خود را از امکانات محروم نسازید .
11- فرصتها را بی جهت از دست ندهید .
12- عفو بخشش را از یاد مبرید .
13- کار دنیا را سخت نگیرید .
نوشته شده توسط: نسیم
به سوی کامیابی
از شکستها درس بگیرید
تجربه های دیگران به اندازه تجربه شخصی شما اهمیت دارند
مهارت در هر کاری همان قدر طول میکشد که شما بخواهید
برای کسب موفقیت باید به اهداف دراز مدت توجه داشت
در زندگی دوره های برای کاشت و برداشت و استراحت و تجدید حیات وجود دارد
زمستان تا ابد طول نمی کشد بدانید که بهاری هم در پیش است
نیروی واقعی تصمیم را فراموش نکنید
بدانید مشکلترین مرحله در رسیدن به هدف تصمیم گیری واقعی و مقید بودن به آن است
از تصمیم گیری نهراسید
از تصمیمهای خود تجربه بیندوزید
به تصمیم های خود پایبند باشید اما آماده برای تغییر شیوه تفکر خود باشید
نوشته شده توسط: نسیم
کشف خوشبختی
راز شیرینی زندگی خوشبختی است آدمهای زیادی به دنبال خوشبختی هستند اما نمی دانند که خوشبختی همراه آنان است
پیشنهادات زیر کمکی است برای یافتن خوشبختی
انسان باید احساس کند که به او احتیاج دارند
از زندگی امروز لذت ببرید
خوشبختی عادتی است ذهنی می توان آن را کاشت و پرورش داد
عادت خوشبخت بودن به ما امکان می دهد که از سلطه شرایط به در آییم و کاملا یا تا حدود زیادی آزاد شویم
ناراحتیهای انسان نه در اثر بروز حوادث است بلکه به خاطر افکار نامطلوبی است که نسبت به بروز این حوادث دارند
نوشته شده توسط: نسیم

خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS

:: کل بازدیدها ::
23495
:: بازدیدهای امروز ::
4
:: بازدیدهای دیروز ::
2

:: درباره من ::

:: آرشیو ::
تابستان 1385 [3]
بهار 1385 [10]
زمستان 1384 [2]

:: لوگوی دوستان من ::


